قهرمان ميرزا عين السلطنه
4158
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تظلمات و جواب پيشكار در روزنامهء « رعد [ قزوين ] » تفصيلاتى از قول يك نفر سياح در خصوص تظلمات اهالى و جوابهاى پيشكار جعل و درج نموده بود كه مردم از اين عباراتى كه در روزنامه نوشته بيشتر خشمگين شدهاند . اما آنچه به جائى نمىرسد فرياد است . جواب اين همه تلگراف نمىآيد . در طهران كارهاى لازمتر دارند كه هيچ به اين تظلمات وقعى نمىگذارند . يعنى تظلمات از پيشكار ماليه فقط منحصر به قزوين نيست . داد تمام ولايات درآمده روزنامهجات طهران هم مسيو مرنارد و خزانه را بسيار دنبال كردهاند . تا حال به حمايت مالا كلام ناصر الملك اتكا داشتند ، حالا نمىدانم در تحت بيرق كدام يك از وزرا مرنارد سلطنت مىكند . ناصر الملك - وثوق الدوله - قوام السلطنه بارى ناصر الملك خيال فرنگ دارد . پولها را جمع كرده موقع فرار است از چنگال روزنامهنويسها ، مردم از او و از دو وزير بىنظير وثوق الدوله و قوام السلطنه خيلى اظهار كراهت و نفرت مىكنند ، ليكن فعلا در پرده [ است ] و چندان بر ملا نمىگويند . مطالب روزنامهء رعد قزوين شنبه هفتم رمضان - در روزنامهء « رعد قزوين » كه تمام مندرجات نحس نجس خودش را منحصر به نشر افكار و دفاع از پيشكار ماليه نموده بلكه تمام يك ورق روزنامه به پول و قلم ميرزا احمد خان نوشته و طبع مىشود سواى بيانات سياح دروغى و آن عبارات ركيك ، امروز كاغذى از الموتيها درج نموده بود كه الحمد للّه پيشكار ماليه آمد و مثل انوشيروان عادل حكم به حقانيت و عدالت كرد دهات ما را به ما داد [ و ] رفع ظلم شاهزاده را نمود . در موقعى كه شاهزاده به همراهى او در دهات گردش مىكردند و تظلمات اهالى را به شاهزاده مىگفت و شماتت و نصيحت مىكرد ، عين السلطنه سر خودش را زير انداخته از خجالت بالا نمىكرد ، چه و چه . در صورتىكه من همراه او نبودم و ظلمى نكرده بودم . ده دقيقه سر سوارى ملاقات من و او بيشتر واقع نشد . روزنامه دكانى است من هم دو مكتوب الموتيها را كه فضايح اعمال پيشكار و شكوه نظام را شرح داده بودند دادم در روزنامهء قزوين درج كردند و سطرى سه هزار از من پول گرفت . بارى از